السيد الطباطبائي
114
مجموعه رسائل ( فارسى )
آنچه از سياق داستان بر مىآيد كه چگونه خداوند نيروى جسمانى و روحانى به او ارزانى داشته است . جهت چهارم اين كه : به جماعتى ستمكار در مغرب برخورد و آنان را شكنجه نمود . جهت پنجم اين كه : سدى كه بنا كرده در غير مغرب و مشرق آفتاب بوده ، چون بعد از آن كه به مشرق رسيد ، پيروى سببى كرده تا به ميانه دو كوه رسيده است ، و از مشخصات سد او علاوه بر اين كه گفتيم در مشرق و مغرب عالم نبوده ، اين است كه ميانه دو كوه ساخته شده ، و اين دو كوه را كه چون دو ديوار بودهاند به صورت يك ديوار ممتد درآورده است ، و در سدى كه ساخته پارههاى آهن و مس به كار رفته ، قطعاً در تنگنايى بوده كه آن تنگنا رابط ميانه دو قسمت مسكونى زمين بوده است . ذى القرنين از نظر تاريخ هيچ يك از مورخان قديمى در اخبار خود پادشاهى را كه نامش ذىالقرنين و يا شبيه به آن باشد ، اسم نبردهاند ، و نيز از اقوامى به نام يأجوج و مأجوج و سدى كه منسوب به ذىالقرنين باشد ، نام نبردهاند . البته به بعضى از پادشاهان حمير ( از اهل يمن ) اشعارى نسبت دادهاند كه به عنوان مباهات نسبت خود را ذكر كرده و يكى از پدران خود را كه سمت پادشاهى « تُبّع » داشته به نام « ذىالقرنين » اسم برده و در سرودههايش اين را نيز سروده كه او به مغرب و مشرق عالم سفر كرد و سد يأجوج و مأجوج را بنا نموده ، و نيز ذكر يأجوج و مأجوج در مواضعى از كتب عهد عتيق تورات آمده ؛ از آن جمله : در باب دهم از سفر تكوين ( پيدايش ) تورات و در كتاب حزقيال باب سى و هشتم و سى و نهم كه در آن مىگويد : « يهوه چنين مىگويد : اينك من اى جوج ، به ضد تو هستم . و تو را برگردانيده ، قلاب خود را به چانهات مىگذارم . . . . »